واژههای آلمانی: حقوق کار و مسیر شغلی
60 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «حقوق کار و مسیر شغلی» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- der Kündigungsschutz — حفاظت در برابر اخراج
- abmahnen — اخطار رسمی دادن
- die Abmahnung — اخطار رسمی
- gleichbehandeln — برابر رفتار کردن / تبعیض قائل نشدن
- die Gehaltsverhandlung — مذاکره حقوق
- in Elternzeit gehen — به مرخصی والدین رفتن
- befristungsbedingt — ناشی از قرارداد مدتدار
- die Elternzeit — مرخصی والدین
- aufsteigen — ترقی کردن
- versetzen — منتقل کردن / جابهجا کردن در شغل
- Überstunden abbauen — مرخصی گرفتن بابت اضافهکاری / کم کردن اضافهکاریِ انباشته
- freistellen — از کار معاف کردن / موقتاً از کار کنار گذاشتن
- freisetzen — تعدیل نیرو کردن / کارکنان را اخراج کردن
- tarifgebunden — ملزم به قرارداد جمعی دستمزد
- kündigungssicher — دارای امنیت در برابر اخراج
- umschulen — بازآموزی کردن؛ بازآمادهسازی شغلی کردن
- die Abfindung — حق سنوات / غرامت اخراج از کار
- unkündbar — غیرقابل اخراج از کار
- in Festanstellung sein — در استخدام دائم بودن
- beurteilen — ارزیابی کردن; قضاوت کردن
- in Kurzarbeit gehen — وارد طرح کاهش ساعات کار شدن
- herabstufen — تنزل رتبه دادن / به مقام پایینتر منتقل کردن
- das Mitarbeitergespräch — جلسه ارزیابی کارمند / گفتوگوی کاری با کارمند
- anspruchsberechtigt — مستحق؛ دارای حق قانونی
- Widerspruch einlegen — اعتراض رسمی ثبت کردن
- anspruchsberechtigt sein — استحقاق قانونیِ چیزی را داشتن
- dienstlich veranlasst — ناشی از ضرورت کاری؛ مرتبط با امور شغلی
- das Homeoffice — کار از خانه / دفتر خانگی
- versetzt werden — منتقل شدن به بخش یا سمت دیگر
- wohlwollend — خیرخواهانه / مثبت
- gerechtfertigt — موجه / قابل توجیه / مشروع
- entfristen — دائمی کردن قرارداد / برداشتن مدتدار بودن
- weisungsgebunden — تابع دستورالعملها / تحت امر
- wegbefördern — کسی را با ترفیع از آن موقعیت کنار گذاشتن
- mitbestimmen — در تصمیمگیری مشارکت داشتن؛ حق اظهارنظر داشتن
- karrierefördernd — مفید برای پیشرفت شغلی
- befördert werden — ترفیع گرفتن / ارتقا یافتن
- betriebsbedingt kündigen — اخراج کردن به دلایل سازمانی / تعدیل نیرو کردن
- aushandeln — مذاکره کردن و به توافق رساندن
- gegen eine Kündigung vorgehen — اقدام کردن علیه اخراج / اعتراض به اخراج
- unterschreiben — امضا کردن
- sich auf eine Führungsposition bewerben — برای یک سمت مدیریتی درخواست دادن
- der Aufhebungsvertrag — توافقنامه فسخ قرارداد کار
- arbeitsrechtlich — از نظر حقوق کار
- Anspruch auf etwas haben — حقِ چیزی را داشتن
- der Mutterschutz — حمایت از مادران / حمایت دوران بارداری
- einstufen — طبقهبندی کردن؛ در یک رده قرار دادن
- verwarnen — اخطار رسمی دادن / هشدار رسمی دادن
- sich bewähren — خود را ثابت کردن؛ شایستگی خود را نشان دادن
- benachteiligen — در موقعیت نامطلوب قرار دادن / تبعیض قائل شدن
- diskriminierungsfrei — عاری از تبعیض / غیرتبعیضآمیز
- leistungsbezogen — وابسته به عملکرد / مبتنی بر نتیجه
- ein Arbeitsverhältnis beenden — پایان دادن به رابطه کاری
- tariflich geregelt — تنظیمشده بر اساس قرارداد جمعی / تعرفهای
- teilzeitbeschäftigt — شاغل به کار پارهوقت
- versorgungsberechtigt — دارای حق برخورداری از حمایت
- ein Zeugnis ausstellen — صادر کردن گواهی کار / تنظیم توصیهنامه شغلی
- fristlos entlassen — اخراج فوری از کار / اخراج بدون اخطار
- aufhebbar — قابل فسخ / قابل لغو
- versäumt werden — از دست داده شدن؛ جا ماندن