واژههای آلمانی: زبان محاوره و اسلنگ
40 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «زبان محاوره و اسلنگ» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- verpeilt — پرت / گیج
- abhauen — در رفتن / سریع رفتن
- die Knete — پول / پولِ نقد
- Das läuft! — اوضاع رو به راهه! / کار دارد خوب پیش میرود!
- der Kumpel — دوست / رفیق
- labern — وراجی کردن / چرت و پرت گفتن
- genervt — کلافه / عصبی / ناراحت
- die Mucke — موسیقی
- keine Ahnung — هیچ ایدهای ندارم / نمیدانم
- peinlich — خجالتآور / معذبکننده
- rumhängen — ول گشتن / بیهدف پرسه زدن
- echt ätzend — واقعاً اعصابخردکن / خیلی مزخرف
- verarschen — دست انداختن / سر کار گذاشتن / گول زدن
- locker — راحت / ریلکس / بیتنش
- die Schnauze voll haben — به ستوه آمدن / دیگر طاقتش را نداشتن
- abgefahren — خفن / دیوانهوار / خیلی باحال
- sich blamieren — آبروریزی کردن / خودش را ضایع کردن
- die Anmache — مخزنی / لاسزدن / تیکه انداختن
- reinfeiern — تا شروع مناسبت جشن گرفتن / تا بعد از نیمهشب جشن گرفتن
- der Quatsch — چرند / مزخرف
- chillen — ریلکس کردن / استراحت کردن
- nerven — اعصاب خرد کردن / کلافه کردن
- krass — خفن / شدید / باورنکردنی
- Bock haben — حوصله داشتن / میل داشتن
- die Kohle — پول / نقد
- quatschen — گپ زدن / وراجی کردن
- verrückt — دیوانه / عجیبوغریب
- auf etwas stehen — خیلی از چیزی خوشش آمدن / عاشق چیزی بودن
- die Null Bock Stimmung — حالوهوای بیحوصلگی کامل / حسِ هیچ کاری نداشتن
- die Macke — عادت عجیب / گیر
- sich anstellen — ناز کردن / زیادی شلوغش کردن / ادا درآوردن
- der Typ — طرف / پسر / تیپ
- doof — احمقانه / مسخره / بیخود
- Na klar! — حتماً! / معلومه! / البته!
- lästern — غیبت کردن / بدگویی کردن
- witzig — بامزه / خندهدار
- Die spinnen doch! — اینها واقعاً دیوانهاند!
- assi — لات / بیکلاس / ناجور
- der Witzbold — شوخطبع / بذلهگو
- angeben — پُز دادن / لاف زدن