واژههای آلمانی: گویشها و زبان منطقهای
50 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «گویشها و زبان منطقهای» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- Grüß Gott — سلام / روز بخیر (درودِ جنوب آلمان / اتریش)
- das Velo — دوچرخه (گونهٔ سوئیسی)
- schnacken — گپ زدن / صحبت کردن (کاربردِ شمال آلمان)
- icke — من (گونهٔ برلینی بهجای ich)
- schaffa — کار کردن (گویش شوابی؛ در آلمانی معیار: arbeiten)
- Grüezi — سلام / روز بخیر (سلام سوئیسی)
- das Sackerl — کیسه / پاکت
- fei — واقعاً / حتماً / میدانی
- die Schrippe — نان گرد / نان کوچک
- heuer — امسال
- das Natel — تلفن همراه
- die Kehrwoche — هفتهٔ نوبت نظافت ساختمان
- Moin — سلام؛ روز بخیر
- die Semmel — نان کوچک / نان گرد
- die Stulle — ساندویچ / نان با مخلفات
- das Maderl — دختر / دخترک
- schwätzen — گپ زدن؛ صحبت کردن
- Lütt — کوچک؛ ریز
- der Bua — پسر؛ بچهپسر
- die Marille — زردآلو
- der Paradeiser — گوجهفرنگی
- merci vilmal — خیلی ممنون
- die Deern — دختر / زن جوان
- net — نه / نیست (گونهٔ شوابی / جنوبیِ nicht)
- das Znüni — میانوعده صبح / صبحانه دوم
- babbeln — ور زدن / گپ زدن
- servus — سلام؛ خداحافظ
- die Gosch — دهان؛ پرحرفی گستاخانه
- der Erdäpfel — سیبزمینی
- die Buddel — بطری
- die Brezel — برتسل / نانچوبشور گرهای
- gell — مگر نه؟ / اینطور نیست؟
- nu — خب / پس
- die Rüebli — هویج
- Dei — نه
- der Erdapfel — سیبزمینی
- aussehen wie Sau — خیلی بههمریخته به نظر رسیدن / افتضاح بودن
- leiwand — عالی / خیلی خوب
- die Jause — میانوعده / خوراک سبک
- das Gipfeli — کرواسان / نان هلالی
- der Kiez — محله / ناحیه
- schwäbisch — شوابی / وابسته به شوابن
- pfiat di — خداحافظ / فعلاً
- die Weckle — نان کوچک / نان گرد
- allmählich — آهسته / کمکم
- der Kanten — ته نان / کنارهٔ نان
- anbandeln — آشنا شدن / لاس زدن
- die Brotzeit — میانوعده / غذای سبک
- maulen — غر زدن / نق زدن
- die Brotzeitbrettl — تخته کوچک برای سرو میانوعده / تخته سرو