واژههای آلمانی: افعال ظریف و مترادفها
60 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «افعال ظریف و مترادفها» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- mustern — با دقت نگاه کردن / موشکافانه برانداز کردن
- die Beschlagnahmung — مصادره / توقیف رسمی
- bedächtig — سنجیده / متین / با تأمل
- das Ersuchen — درخواست، تقاضای رسمی
- grüblerisch — اهل نشخوار فکری، اندیشناک و درگیر فکر
- erwägen — سنجیدن / با دقت بررسی کردن
- schlendern — قدم زدن / آهسته پرسه زدن
- die Begutachtung — کارشناسی / ارزیابی تخصصی
- die Erwägung — بررسی سنجیده / تأمل / ملاحظه
- verlauten — بهطور رسمی اعلام شدن / خبرش منتشر شدن
- humpeln — لنگیدن / لنگلنگان راه رفتن
- die Einwendung — اعتراض / ایراد
- schreiten — باوقار قدم برداشتن؛ خرامان رفتن
- kundtun — اعلام کردن؛ علناً ابراز کردن
- anmerken — اشاره کردن / خاطرنشان کردن
- spähen — زیر نظر گرفتن / خیره جستوجو کردن
- die Aushändigung — تحویل / تسلیم رسمی
- einfordern — با اصرار مطالبه کردن
- verfolgen — با دقت دنبال کردن / زیر نظر گرفتن
- der Gedankengang — روند فکری / سیر اندیشه
- sinniert — متفکر / غرق در فکر
- die Mutmaßung — حدس / گمان
- abwägend — سنجیده / ملاحظهگر
- stapfen — سنگین قدم برداشتن / با تقلا راه رفتن
- mutmaßen — حدس زدن / گمانهزنی کردن
- die Überreichung — اهدای رسمی / تقدیم رسمی
- begutachten — کارشناسانه بررسی کردن / ارزیابی فنی کردن
- die Entwendung — سرقت / ربایش / برداشت غیرقانونی
- hasten — شتاب کردن / عجله داشتن
- die Anmahnung — اخطار رسمی / تذکر رسمیِ الزامآور
- der Gedankensprung — پرش فکری / جهش ناگهانی در فکر
- aushändigen — تحویل رسمی دادن / تسلیم کردن
- die Erörterung — بحث مفصل / بررسی مشروح
- das Gutachten — نظر کارشناسی / گزارش کارشناسی
- schmälern — کاستن از؛ کماهمیت جلوه دادن؛ تقلیل دادن
- überreichen — رسمی تقدیم کردن؛ اهدا کردن
- monieren — انتقاد کردن / ایراد گرفتن
- argwöhnisch — مشکوک / بدگمان
- die Beanstandung — اعتراض / ایراد / شکایت
- vereinnahmen — مصادره کردن / به نفع خود به کار گرفتن
- bedachtsam — محتاط / سنجیده / دوراندیش
- beschlagnahmen — مصادره کردن / به طور رسمی ضبط کردن
- das Verlautbaren — اعلام رسمی / افشای رسمی
- das Versehen — اشتباه / سهو
- umsichtig — دوراندیش / محتاط
- zögern — مکث کردن / مردد شدن
- die Unterredung — گفتوگوی رسمی / مذاکره
- zögerlich — مردد / دودل
- entwenden — دزدیدن / مخفیانه ربودن
- die Sinnsuche — جستوجوی معنا
- das Abschreiten — پیمودن با گامهای حسابشده / قدمزنی برای اندازهگیری
- die Kundgabe — اعلامیه / بیانیه عمومی / اظهار موضع
- umschreiten — دور چیزی قدم زدن / با قدمهای آرام دور زدن
- anmahnen — بهطور رسمی مطالبه کردن / اخطار پرداخت دادن
- scharfsinnig — تیزبین / نکتهسنج
- beäugen — با تردید نگاه کردن / موشکافانه برانداز کردن
- der Wortlaut — عبارت دقیق / متن لفظبهلفظ
- abschätzig — تحقیرآمیز / از بالا به پایین
- erbitten — بهطور رسمی و مؤدبانه درخواست کردن
- das Bedenken — تردید / نگرانی / ملاحظه