واژههای آلمانی: ادبیات و زبان
36 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «ادبیات و زبان» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- die Metapher — استعاره
- der Erzähler — راوی
- intertextuell — بینامتنی
- die Alliteration — واجآرایی
- dekonstruieren — واسازی کردن / ساختگشایی کردن
- die Erzählperspektive — زاویه دید روایی
- mehrdeutig — چندمعنا / مبهم
- die Strophe — بند شعر / بند
- argumentieren — استدلال کردن / استدلال آوردن
- der Kanon — کانون / مجموعه آثار مرجع
- die Anspielung — اشاره / تلمیح
- der Blankvers — شعر بیقافیه
- paraphrasieren — بازنویسی کردن / به بیان دیگر گفتن
- die Gattung — ژانر / گونهٔ ادبی
- stilistisch — سبکی / از نظر سبک
- die Pointe — نکتهٔ پایانی / پایانِ کوبنده
- der Sprachduktus — لحن زبانی / شیوهٔ بیان
- die Textkohärenz — انسجام متن / پیوستگی متن
- rezensieren — نقد کردن / مرور انتقادی نوشتن
- poetologisch — بوطیقایی / مربوط به نظریهٔ ادبی
- das Stilmittel — آرایهٔ سبکی / شگرد سبکی
- die Rhetorik — بلاغت / فن بیان
- der Topos — توپوس / بنمایهٔ تکرارشونده
- lyrisch — غنایی / شاعرانه
- die Erzähltechnik — تکنیک روایت
- der Aphorismus — گزینگویه / کلام قصار
- interpretieren — تفسیر کردن / تأویل کردن
- die Leitmotivik — ساختار لایتموتیفی / نظام درونمایههای تکرارشونده
- essayistisch — جستارنویسانه / مقالهگونه
- die Fiktionalität — خیالیبودگی / داستانیبودن
- die Allegorie — تمثیل / تمثیل ادبی
- der Jambus — یامب
- die Ironie — کنایه / طنز
- episch — حماسی / حماسهوار
- der Subtext — زیرمتن / معنای پنهان
- montieren — مونتاژ کردن / کنار هم چیدن