واژههای آلمانی: ارتباطات و فن بیان
36 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «ارتباطات و فن بیان» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- das Argument — استدلال / دلیل
- die Behauptung — ادعا / گزاره
- einwenden — اعتراض کردن
- der Standpunkt — دیدگاه / موضع
- die Gegenposition — موضع مخالف / دیدگاه مقابل
- meines Erachtens — به نظر من
- die Überzeugungskraft — قدرت متقاعد کردن
- die Rückfrage — پرسشِ روشنکننده
- die Formulierung — صورتبندی / بیان دقیق
- verdeutlichen — روشن کردن / واضح کردن
- unterbrechen — قطع کردن / وسط حرف پریدن
- ich bin der Auffassung, dass — من بر این باورم که
- zustimmen — موافقت کردن
- der Redebeitrag — مداخله / مشارکت در بحث
- zum Ausdruck bringen — بیان کردن / ابراز کردن
- die Erwiderung — پاسخ متقابل / جواب
- die Gesprächsführung — هدایت گفتوگو / مدیریت مکالمه
- widersprechen — مخالفت کردن / تناقض داشتن
- die Kernaussage — نکتهٔ اصلی / پیام اصلی
- die Schlagfertigkeit — حاضرجوابی / تیزجوابی
- relativieren — نسبی کردن / در چارچوب قرار دادن / تعدیل کردن
- die Wortmeldung — اظهارنظر کوتاه / مداخله در بحث
- die Begründung — توجیه / استدلال
- überreden — راضی کردن / متقاعد کردن
- auf den Punkt bringen — اصل مطلب را دقیق بیان کردن
- die Argumentationskette — زنجیره استدلالها
- ausführen — با جزئیات توضیح دادن / بسط دادن
- der Konsens — اجماع / توافق
- die Zuspitzung — تشدید / تیزتر کردن بیان
- wohlgemerkt — توجه داشته باشید / دقت کنید
- das Missverständnis ausräumen — رفع سوءتفاهم کردن / برطرف کردن سوءتفاهم
- meiner Ansicht nach — به نظر من / از دید من
- das Totschlagargument — استدلال قاطع / استدلالی که بحث را میبندد
- die Veranschaulichung — روشنسازی / توضیحِ ملموس / مثال توضیحی
- das Gegenargument — استدلال متقابل / ضد استدلال
- überzeugend — قانعکننده / متقاعدکننده