واژههای آلمانی: تغذیه و آشپزی
44 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «تغذیه و آشپزی» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- die Zutat — مادهٔ غذایی / جزء
- braten — سرخ کردن / بریان کردن
- würzig — پرادویه / خوشطعم
- die Ernährung — تغذیه
- dämpfen — بخارپز کردن
- das Gewürz — ادویه / چاشنی
- ausgewogen — متعادل / متوازن
- der Teig — خمیر
- backen — پختن در فر
- roh — خام؛ نپخته
- schneiden — بریدن؛ خرد کردن
- die Portion — پرس؛ سهم غذا
- mager — کمچرب؛ لخم
- abschmecken — مزه را تنظیم کردن؛ چشیدن و چاشنی را تنظیم کردن
- die Soße — سس
- der Esslöffel — قاشق غذاخوری
- satt — سیر
- verrühren — خوب مخلوط کردن
- sauer — ترش
- die Diät — رژیم غذایی
- die Herdplatte — شعله / صفحهٔ اجاق
- köcheln — آهسته جوشیدن؛ روی حرارت ملایم پختن
- knusprig — ترد و برشته
- die Allergie — آلرژی
- verzichten auf — صرفنظر کردن از؛ پرهیز کردن از
- die Kochzeit — زمان پخت
- der Kochtopf — قابلمه
- anbraten — کمی تفت دادن
- salzig — شور
- würzen — ادویه زدن / مزهدار کردن
- die Mahlzeit — وعدهٔ غذایی / غذا
- sättigend — سیرکننده
- der Snack — میانوعده
- servieren — سرو کردن / ارائه دادن
- die Schüssel — کاسه / ظرف
- frittieren — سرخ کردن در روغن زیاد
- vegetarisch — گیاهی
- der Geschmack — طعم / مزه
- die Knoblauchzehe — حبه سیر
- haltbar — ماندگار / قابل نگهداری
- frisch — تازه
- der Ofen — فر
- pürieren — پوره کردن؛ له و یکدست کردن
- scharf — تند / پرادویه