واژههای آلمانی: دریانوردی و دریا
36 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «دریانوردی و دریا» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- der Hafen — بندر
- ankern — لنگر انداختن
- das Deck — عرشهٔ کشتی
- der Leuchtturm — فانوس دریایی
- fischen — ماهیگیری کردن
- das Segel — بادبان
- steuern — هدایت کردن کشتی
- die Werft — کارگاه کشتیسازی
- der Mast — دکل
- der Frachter — کشتی باری
- der Kompass — قطبنما
- die Boje — بویه
- die Reling — نردهٔ کشتی / حفاظ کنار عرشه
- navigieren — مسیریابی کردن / ناوبری کردن
- die Takelage — دکلبندی و طناببندی کشتی
- die Ladung — محموله / بار
- die Flaute — آرامش دریا / بیبادی
- das Ruder — سکان / پارو
- die Welle — موج
- der Kai — اسکله / اسکلهٔ پهلوگیری
- ablegen — حرکت کردن / از اسکله جدا شدن
- der Matrose — ملوان
- die Küstenwache — گارد ساحلی
- untergehen — غرق شدن / به زیر آب رفتن
- die Ebbe — جزر
- die Seezunge — ماهی کفشک / زباندریایی
- an Bord — روی کشتی / در کشتی
- der Seegang — تلاطم دریا / مواج بودن دریا
- auslaufen — از بندر حرکت کردن / به دریا رفتن
- über Bord gehen — از کشتی به دریا افتادن
- das Riff — صخرهٔ دریایی / ریف
- kentern — واژگون شدن
- die Schiffsschraube — ملخ کشتی
- der Lotse — راهنمای دریایی
- entladen — تخلیه کردن
- der Bug — دماغهٔ کشتی