واژههای آلمانی: روانشناسی
40 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «روانشناسی» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- die Wahrnehmung — ادراک
- der Antrieb — انگیزه درونی / نیروی محرک
- verdrängen — سرکوب کردن / واپس زدن
- die Resilienz — تابآوری روانی
- reizbar — زودرنج / تحریکپذیر
- die Verhaltensweise — شیوه رفتار / الگوی رفتاری
- die Bewältigungsstrategie — راهبرد مقابله / راهبرد کنار آمدن
- zweifeln an — به ... شک کردن
- die Selbstwahrnehmung — خودادراکی / برداشت از خود
- einfühlsam — همدل / حساس
- die Gedächtnisleistung — عملکرد حافظه
- der Gemütszustand — وضعیت روحی
- sich zurückziehen — کنارهگیری کردن / در خود فرو رفتن
- belasten — فشار آوردن / سنگینی کردن بر
- die Anspannung — تنش / اضطراب
- die Verarbeitung — پردازش / هضم روانی
- impulsiv — تکانشی / عجول
- die Veranlagung — استعداد / گرایش
- die Achtsamkeit — ذهنآگاهی
- der Auslöser — محرک / عامل آغازگر
- zwanghaft — وسواسی / اجباری
- die Selbstkontrolle — خودکنترلی
- das Unterbewusstsein — ضمیر ناخودآگاه
- stabilisieren — باثبات کردن / پایدار کردن
- die Traumabewältigung — مقابله با تروما / پردازش تروما
- der Selbstwert — عزت نفس / ارزشمندی خود
- grübeln — نشخوار فکری کردن / مدام در فکر فرو رفتن
- die Reizüberflutung — اضافهبار حسی
- bewusst — آگاه / آگاهانه
- die Prägung — شکلگیری / نقشپذیری / اثر ماندگار
- der Charakterzug — ویژگی شخصیتی / خصلت
- die Emotion — هیجان / احساس
- die Motivation — انگیزه
- das Selbstbewusstsein — اعتماد به نفس
- die Frustration — ناکامی / سرخوردگی
- überfordert — بیش از حد تحت فشار / از عهده برنیامده
- sich entspannen — آرام شدن / استراحت کردن
- die Verhaltenstherapie — رفتاردرمانی
- konditionieren — شرطی کردن / شرطی ساختن
- der Selbstzweifel — تردید به خود / شک به خود