واژههای آلمانی: هنر و فرهنگ
36 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «هنر و فرهنگ» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- die Ausstellung — نمایشگاه
- das Gemälde — تابلو / نقاشی
- die Skulptur — مجسمه
- die Inszenierung — کارگردانی / صحنهپردازی
- aufführen — اجرا کردن / روی صحنه بردن
- verkörpern — مجسم کردن / تجسم بخشیدن
- ästhetisch — زیباشناختی
- zeitgenössisch — معاصر / امروزی
- die Aufführung — اجرا / نمایش
- die Strömung — جریان / گرایش
- die Galerie — گالری
- das Porträt — پرتره / چهرهنگاری
- die Leinwand — بوم نقاشی / پرده نمایش
- inszenieren — کارگردانی کردن / روی صحنه بردن
- darstellen — به تصویر کشیدن / نشان دادن
- provokativ — تحریکآمیز / جنجالبرانگیز
- die Bühnenbildnerin — طراح صحنه
- der Kulturraum — فضای فرهنگی
- das Kulturerbe — میراث فرهنگی
- die Kulisse — دکور / صحنهآرایی
- der Pinselstrich — ضربهٔ قلممو
- das Bühnenbild — صحنهآرایی / طراحی صحنه
- der Regisseur — کارگردان
- restaurieren — مرمت کردن
- facettenreich — چندوجهی / پُربُعد
- avantgardistisch — آوانگارد / پیشرو
- die Vernissage — افتتاحیهٔ نمایشگاه / ورنیساژ
- das Feuilleton — بخش فرهنگی / صفحهٔ هنری روزنامه
- die Bildhauerei — مجسمهسازی / پیکرتراشی
- das Bühnenstück — نمایشنامه / اثر صحنهای
- kuratieren — کیوریت کردن / سرپرستی هنری کردن
- der Spielfilm — فیلم داستانی / فیلم سینمایی
- das Ensemble — گروه / آنسامبل
- der Paukenschlag — غافلگیری بزرگ / اوج نمایشی
- nachhallen — بازتاب داشتن / مدتها در ذهن ماندن
- das Meisterwerk — شاهکار