واژههای آلمانی: تاریخ
36 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «تاریخ» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- das Zeitalter — دوره / عصر
- die Revolution — انقلاب
- der Feldzug — لشکرکشی / کارزار نظامی
- das Kaiserreich — امپراتوری
- die Überlieferung — سنتِ منتقلشده / میراث روایی
- erobern — فتح کردن / تسخیر کردن
- überdauern — دوام آوردن / از سر گذراندن
- umwälzend — دگرگونکننده / انقلابی
- im Laufe der Zeit — بهمرور زمان
- von Bedeutung sein — دارای اهمیت بودن
- die Epoche — دوره / عصر
- das Erbe — میراث / ارث
- der Aufstand — قیام / شورش
- der Waffenstillstand — آتشبس / متارکه
- die Dynastie — دودمان / سلسله
- scheitern — شکست خوردن / ناکام ماندن
- prägen — شکل دادن / اثر گذاشتن
- entscheidend — تعیینکننده / سرنوشتساز
- den Lauf der Geschichte beeinflussen — بر روند تاریخ تأثیر گذاشتن
- der Umbruch — دگرگونی اساسی / نقطه عطف
- die Herrschaft — حکومت / سلطه
- der Niedergang — افول / زوال / رکود
- die Expansion — گسترش / توسعه / توسعهطلبی
- bündeln — یکپارچه کردن / متمرکز کردن
- zerfallen — فروپاشیدن / از هم پاشیدن
- der Wendepunkt — نقطه عطف
- sich herausbilden — شکل گرفتن / پدید آمدن
- der Bürgerkrieg — جنگ داخلی
- die Quelle — منبع / منبع اطلاعات / منبع تاریخی
- der Zeitzeuge — شاهد آن دوران / شاهد عینی رویدادها
- wiederaufbauen — بازسازی کردن / از نو ساختن
- sich berufen auf — استناد کردن به / ارجاع دادن به
- anhaltend — طولانیمدت / مداوم
- folgenschwer — دارای پیامدهای سنگین
- Spuren hinterlassen — ردپا بر جای گذاشتن / اثر گذاشتن
- der Eroberungszug — لشکرکشیِ فتح