واژههای آلمانی: باستانشناسی
30 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «باستانشناسی» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- die Ausgrabung — کاوش
- das Artefakt — اثر باستانی
- freilegen — از زیر خاک بیرون آوردن / آشکار کردن
- die Grabkammer — اتاق تدفین
- datieren — تاریخگذاری کردن
- die Restaurierung — مرمت
- kultisch — آیینی / مربوط به مناسک
- die Fundstätte — محل کشف / محوطه باستانشناسی
- der Scherben — تکه سفال / خردهسفال
- konservieren — حفظ کردن / نگهداری کردن
- die Grabbeigabe — اشیای تدفینی / هدایای تدفینی
- stratigraphisch — چینهنگارانه / استراتیگرافیک
- der Sarkophag — سنگتابوت / سارکوفاگ
- entziffern — رمزگشایی کردن / خواندن
- die Inschrift — کتیبه / نوشتهٔ حکشده
- bestatten — دفن کردن / به خاک سپردن
- die Ruine — ویرانه / خرابه
- die Siedlung — سکونتگاه / محل استقرار
- der Fundkomplex — مجموعهٔ یافتهها
- das Gräberfeld — گورستان باستانی / محوطه گورها
- verkohlt — زغالیشده / سوخته
- bergen — بیرون آوردن / بازیابی کردن
- die Ausgrabungsstätte — محل حفاری باستانشناسی
- die Tonscherbe — تکه سفال / قطعه گلی
- die Grabungsschicht — لایهٔ حفاری / لایهٔ باستانشناختی
- fragmentarisch — پارهپاره / ناقص
- die Totenmaske — ماسک تدفینی / ماسک مرگ
- die Nekropole — گورستان باستانی / نکروپول
- vermessen — اندازهگیری کردن / نقشهبرداری کردن
- unversehrt — سالم / آسیبندیده