واژههای آلمانی: جامعهشناسی و جمعیتشناسی
29 واژهٔ آلمانی دربارهٔ موضوع «جامعهشناسی و جمعیتشناسی» همراه با ترجمه، تلفظ و جملههای نمونه. در برنامه کشف کن.
واژههای این موضوع
- die Geburtenziffer — نرخ زاد و ولد
- altern — پیر شدن، سالخورده شدن
- repräsentativ — نماینده، نمایا، بازنمایانه
- die Kohorte — گروه همنسل؛ گروه سنی
- schrumpfen — کاهش یافتن؛ کوچک شدن
- überaltert — بیشازحد پیر از نظر جمعیتی
- die Sozialschicht — قشر اجتماعی / لایه اجتماعی
- die Lebenserwartung — امید به زندگی
- verstädtern — شهری شدن / شهرنشین شدن
- sozial benachteiligt — از نظر اجتماعی محروم
- die Sozialstruktur — ساختار اجتماعی
- das Milieu — محیط اجتماعی؛ بستر اجتماعی
- die Ungleichheit — نابرابری
- die Bevölkerungsdichte — تراکم جمعیت
- die Umfrage — نظرسنجی / پیمایش
- sich angleichen — همگرا شدن / شبیه هم شدن
- die Statistik — آمار / دادههای آماری
- die Alterung — سالمندی / پیرشدن
- der demografische Wandel — تحول جمعیتی
- zunehmen — افزایش یافتن / بیشتر شدن
- die Landflucht — مهاجرت از روستا
- sich verdichten — متراکم شدن؛ متمرکز شدن
- sozial geprägt — از نظر اجتماعی شکلگرفته / متأثر از محیط اجتماعی
- sich segregieren — جدا شدن / تفکیک شدن
- sozialisieren — اجتماعی کردن / جامعهپذیر کردن
- sozioökonomisch — اجتماعی-اقتصادی
- abwandern — مهاجرت کردن از یک منطقه؛ کوچ کردن
- sich unterscheiden — تفاوت داشتن / متفاوت بودن
- sich auswirken auf — بر ... تأثیر گذاشتن / اثر داشتن بر